وقتي كه از خدا مي خواهي در مسير زندگي تا مقصد, پشتيبان تو باشد,
وقتي كه به خاطر عظمت بي نهايتش در درگاه او سر به سجده مي گذاري,
وقتي كه چشمهايت را مي بندي و دستهاي دعا را به آسمان بلند مي كني,
آنوقت با تمام كوچكي ات...
فاصله ات با آسمان به اندازه ئ يك چشم روي هم گذاشتن مي شود ...
و حس مي كني كه چقدر آسمان به تو نزديك است!
در حـديثى از پيغمبراكرم (ص ) آمده است :
((كسى كه سوره هل اتى را بخواندپاداش او بر خداوند بهشت و لباسهاى بهشتى است )).
و در حـديـثـى از امـام بـاقر(ع ) آمده كه است:
((يكى از پاداشهاى كسى كه سوره هل اتى را در هر صبح پنجشنبه بخواند اين است كه
در قيامت با پيغمبر اكرم (ص ) خواهدبود)).
مى كندو معناى آن اين است كه به طور مسلم روزگارى بوده كه نام و نشانى از انسان
نبوده ، و چه بسا مقصود آن مفسرى هم كه گفته كلمه ((هل )) در اين آيه به معناى كلمه
((قد)) است همين باشد، نه اينكه خواسته باشد بگويد. يكى از معانى كلمه ((هل ))
((بتحقيق )) است ، كه بعضى خيال كرده اند.و مراد از ((انسان )) در اين آيه جنس بشر
است ، و اما اينكه بعضى گفته اند: مراد از آن آدم ابو البشر است ، با آيه بعدى سازگار
نيست ، چون آدم ابو البشر از نطفه خلق نشده و آيه بعدى در باره همين انسان
مى فرمايد ((انا خلقنا الانسان من نطفه )).

طولانى ، و كلمه دهر به معناى زمانى ممتد و طولانى و بدون حد است ، يعنى زمانى
كه نه اولش مشخص است ، و نه آخرش .مراد از اينكه انسان شى ء مذكورى نبوده ،
و احتجاجى كه اين بيان متضمّن است و منظور از جمله ((شيئا مذكورا)) اين است كه
انسان چيزى نبود كه با ذكر نامش جزو مذكورات باشد مثلا چيزى در مقابل زمين يا
آسمان و خشكى و ترى و غيره بوده باشد، و بدين جهت نامى از او در ميان نبود.
هنوز خلق نشده بود تا موجود بشود و مثل ساير موجودات نامش برده شود، و
گفته شود: آسمان ، زمين ، انسان ، درخت و غيره ، پس مذكور بودن انسان كنايه
است از موجود بودن بالفعل او، و نفى آن يعنى نفى مذكور بودنش تنها به مذكور
بودنش خورده ، نه به اصل شى ء بودن انسان ، نمى خواهد بفرمايد انسان شى ء
نبود، چون مى دانيم ، شى ء بوده ، ولى شيئى كه مذكور شود نبوده ، شاهدش
اين است كه مى فرمايد: ((انا خلقنا الانسان من نطفه ...)) براى اينكه مى فهماند
كه ماده انسان موجود بوده ، و ليكن هنوز بالفعل به صورت انسان در نيامده بود.

موجودى است حادث، كه در پديد آمدنش نيازمند به صانعى است تا او را بسازد
و خالقى كه او را خلق كند، و همينطور هم بوده است ، پروردگارش او را آفريده و
به تدبير ربوبيش به ادوات شعور يعنى سمع و بصر مجهزش كرده ، تا با آن ادوات
شعور به راه حق هدايت شود، راهى كه در طول حياتش واجب است طى كند،
حال اگر كفران كند به سوى عذابى اليم مى رود، و اگر شكر كند به سوى نعيمى
مقيم سير مى كند.

آبي ترين احساسي را كه در دلت تجربه كرده اي
بين خطوط آسماني اين كتاب پيدا كن و براي
رسيدن به نور از مرز تشويش و ترديد بگذر...
انوقت حس مي كني كه چطور در اين
احساس جاودانه مي شوي!
25 ذيحجه روزي است که خداوند سوره دهر را در شان حضرت علي (ع ), فاطمهزهرا ( س )
و امام حسن(ع) و امام حسين (ع ) نازل فرمود.
درباره شان نزول اين سوره در برخي از روايات چنين امده است که حضرت امامحسن(ع) و
امام حسين(ع )بيمار شدند و پيامبر اعظم( ص) به همراه تعدادي از اصحاببه عيادتشان رفتند .
حضرت رسول اکرم (ص) به اميرالمومنين( ع) فرمودند اي ابوالحسن خوب است براي شفاي
فرزندان خود نذر کني ...ان بزرگوار نيز همراه حضرت فاطمه( س ) و فضه خادم آن حضرت نذر
کردند درصورت بهبود حسنين( ع) سه روز روزه بگيرند.
مدتي نگذشت که حاجتآن بزرگواران برآورده شد از اين رو حضرت علي( ع) سه صاع جو
(صاع = 750 گرم) قرض كرد و حضرت فاطمه( س) مقداري نان پخت تا افطار سه روزانانباشد
اما در هر يک از اين سه روز به هنگام افطار مسکين يتيم و اسيريبه در خانه انها امدند و
غذا طلب کردند و ان کريمان نيز غذاي خود را بهانان دادند و خود با آب افطار کردند ....
درروز سوم جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
« ای رسول خدا! خداوند با این اهل بیت به تو تبریک میگوید.»
سپس سوره دهر را نازل شد!


