او روزي خواهد امد...
ازوسعت سبز انتظار دلها ,وزمين براي جاي پاي نورانيش بستري از
ياس و نرگس و ارغوان خواهد شد.او مي ايد تا جهان را عدل گستر كند,
او مي ايد تا رسالت محمد (ص) را به گوش همه برساند و صوت پرطنين
قران را تا اسمانها بلند كند, او مي ايد تا دستهاي خسته و قلبهاي شكسته را
مرهمي باشد براي اين همه بي رحمي, او مي ايد تا به غفلت زدگان دنيا ثابت
كند اسلام و قران تا ابد , جاودانه است .
است ، ممكن هم هست به خاطر اختصاص منصوب شده ، و تقدير كلام ((اخص عينا)) بوده
باشد يعنى نوشيدن از كاس را كه گفتيم از هر كاسى نيست ، بلكه آن كاس را اختصاص مى دهم
به چشمه اى كه چنين و چنان است . و كلمه ((شرب )) - به طورى كه گفته شده - هم به خودى
خود متعدى مى شود، و مى گويى : ((شربت الماء- آب را نوشيدم ))، و هم با حرف باء متعدى
مى شود، و مى گويى : ((شربت بالكاس - با كاسه نوشيدم )) پس هر دو يك معنا را مى رساند.
و اگر از نوشندگان آن كاس تعبير به عباد اللّه كرد، براى اين بود كه اشاره كند به اينكه اگر از
آن كاس مى نوشند به خاطر اين است كه به زيور عبوديت آراسته شدند، و به لوازم آن عمل
كردند، اين معنا از سياق فهميده مى شود.و ((تفجير عين)) عبارت است از شكافتن زمين براى
جارى ساختن آبهاى زير زمينى ، و ما ناگزيريم در اينجا تفجير عين را حمل كنيم بر صرف
خواستن آن ، چون اين معنا مسلم است كه جارى ساختن چشمه هاى بهشتى نيازمند بيل و كلنگ
نيست ، آرى..... نعمت هاى بهشتى به جز خواست و اراده اهل بهشت هيچ هزينه ديگرى لازم
ندارد، همچنان كه فرمود: ((لهم ما يشاون فيها)).

توضيحى در مورد تنعّم ابرار و نوشيدنشان از چشمه اى كه ((يشرب بها عباداللّه ...)):
و اين دو آيه همانطور كه قبلا اشاره شد تنعم ابرار را بيان مى كند، كه چگونه از شراب بهشت
و آخرت متنعم مى شوند، ديگران هم دو آيه مورد بحث را به همين معنا تفسير كرده اند، و بعيد
نيست كه اين دو آيه در مقام بيان حقيقت عمل صالح آنان بر اساس تجسم اعمال باشد، و بفهماند
وفاى به نذر و اطعام طعام براى رضاى خدا ظاهرش وفا و اطعام طعام است اما باطنش نوشيدن
از كاسى است كه مزاجش كافورى است آن هم از چشمه اى كه به طور مستمر خودشان با اعمال
صالح خود مى شكافندو به زودى حقيقت عملشان در جنه اخخلد برايشان ظاهر مى شود، هر چند
كه در دنيا به صورت وفا و اطعام طعام است . در نتيجه دو آيه مورد بحث در مجراى امثال آيه
((انا جعلنا فى اعناقهم اغلالا فهى الى الاذقان فهم مقمحون )) است .مويد اين معنا ظاهر جمله :
(( يشربون )) و جمله (( يشرب بها )) است ، كه مى فهماند همين حالامشغول نوشيدنند، نه اينكه
در قيامت مى نوشند، وگرنه مى فرمود (( سيشربون ))، و (( سيشربوا بها )) علاوه بر اين ،
نوشيدن، وفا كردن ، اطعام نمودن و ترسيدن ، همه را در يك سياق آورده و فرموده :
((يشربون ، يوفون ، يخافون ، يطعمون )) و نيز ذكر تفجير در جمله ((يفجرونها تفجيرا)) مويد
ديگرى است ، براى اينكه ظهور دارد در اينكه شكافتن چشمه و جارى ساختن آب آن را با اسباب
اين كار انجام مى دهند، كه همان وفا و اطعام و خوف است ، پس حقيقت اين اعمال همان تفجير
عين است . ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 202
در سورة دهر در 18 آيه ابرار كه در بسط روحى و معنوي بيكران و وسيعى به سر مىبرند،
وصف شدهاند و در مقابل آنان گروهى كفارند كهدر تنگنا و جاي محدود كه از آن به سلاسل
و اغلال و سعير (زنجيرها، قفلها و آتش) تعبير شده است مىزيند و از آنجا كه جاي تنگ و
محدود ديدنى نيست و آنچنان كوچك است كه با يك نگاه همة زوايايش معلوم مىشود و
شرح و توصيف فراوان ندارد، جايگاه كفار فقط در يك آيه وصف شده است. در مقابل جاي
وسيع و بيكران ابرار بسيار ديدنى است و مناظر متفاوت و گوناگون دارد، پس وصف آن نيز
قابل تفصيل است.
قرآن براي ابرار 3 رتبه از نوشيدن بيان مىكند كه هريك نابتر و برگزيدهتر از ديگري است
و ابرار در وسعت ميدان حركتشان اين نوشيدنيها را دريافت مىكنند و اين خود حاكى ازگسترش
وجودي روزافزون آنان است . مهمترين علامت و خصوصيت ابرار، عمل كردن بدون انتظار
پاداش و نفع است، سخن ابرار اين است كه ما در مقابل نيكيمان ، نه جزايى مىخواهيم نه
سپاسىما براي رضاي خدا، اطعام مىكنيم .....
بر اساس روايات اسلامى، برخى آيات و سوره هاى قرآن در شإن حضرت زهرا(س ) نازل
شده است؛ از جمله سوره هايى كه در شإن ايشان نازل شده، سوره دهر و كوثر است .
و نيز نزديك به 30 آيه در شإن ايشان تإويل شده كه برخى از آنها عبارتند از:
1. آيه تطهير: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس إهل البيت و يطهركم تطهيرا» احزاب/ 33
2. آيه مودت: «قل لا إسئلكم عليه إجرا الا الموده فى القربى» شورى/ 23
3. آيه مباهله: «تعالوا ندع إبنإنا و إبنإكم و نسإنا و نسإكم و إنفسنا و إنفسكم ثم نبتهل
فنجعل لعنت الله على الكذبين» آل عمران/ 61
در آن باشد، و كلمه (( مزاج )) به معناى هر چيزى است كه به وسيله آن امتزاج صورت
مي گيرد، نظير كلمه (( حزام )) كه به معناى چيزى است كه به وسيله آن عمل حزم انجام
مى شود، و معناى كلمه ((كافور)) معروف است ، و هر چيز خنك و خوشبويى را به آن
مثل مى زنند. ولى بعضى گفته اند: در اينجا نام چشمه اى است در بهشت .
مراد از ((ابرار))، و صفات ايشان:
و كلمه ((ابرار)) جمع كلمه ((بر)) - به فتحه باء - است ، و كلمه ((بر)) صفت مشبهه از
مصدر ((بر)) - به كسره باء - است ، كه به معناى احسان است ، و اين معنا در مورد
كسى صادق است كه عمل خود را نيكو بسازد، و از نيكو ساختن آن هيچ نفعى كه عايد
خودش بگردد در نظر نگرفته باشد، نه جزايى كه در مقابل عملش به او بدهند، و نه حتى
تشكرى را. و خلاصه كلمه ((بر)) - به فتحه باء - به معناى كسى است كه خير را بدان
جهت كه خير است مى خواهد، نه بدان جهت كه اگر انجام دهد نفعى عايدش مى شود، بلكه
حتى در صورتى هم كه خودش آن را دوست نمى دارد صرفا به خاطر اينكه خير است
انجام مى دهد، و بر تلخى آن كه مخالف با خواهش نفسش است صبر مى كند، و عمل خير
را بدان جهت كه فى نفسه خير است انجام مى دهد، هر چند به زحمت و ضرر خود تمام
شود، نظير وفاى به نذر. و يا بدان جهت كه براى ديگران نافع است انجام مى دهد مانند
اطعام طعام به بندگان مستحق خدا. ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 200

و با در نظر گرفتن اينكه هيچ خير و صلاحى در هيچ عملى نيست مگر با ايمان به خدا و
رسولش ، و ايمان به روز جزا همچنان كه در آيه ((اولئك لم يومنوا فاحبط اللّه عمالهم ))
و آياتى ديگر از اين معنا خبر داده ، لذا ((ابرار)) كسانى هستند كه عمل خير را به خاطر
ايمان به خدا و رسول او و روز جزا انجام مى دهند، چون ايمانشان ايمان رشد و بصيرت
است ، يعنى خود را بنده و مملوك پروردگار خود مى دانند، و معتقدند كه خلق و امرشان
به دست او است ، و خودشان مالك نفع و ضررى براى خود نيستند، قهرا معتقدند كه نبايد
اراده كنند مگر چيزى را كه پروردگارشان اراده كرده ، و انجام ندهند مگر عملى را كه او
بپسندد، در نتيجه اراده او را بر اراده خودشان مقدم مى دارند، و براى خشنودى او عمل
مى كنند، هر چند كه به ضرر خودشان تمام شود، بر آن ضرر و ناسازگارى با ميل درونى
خود صبر مى كنند، و زحمت اطاعت او را تحمل نموده ، آنچه مى كنند به خاطر خشنودى
او مى كنند، و در نتيجه در مرحله عمل عبوديت را خالص براى خدا مى سازند.اين صفات
همان صفاتى است كه خداى سبحان ابرار را با آن توصيف كرده ، اينك آيات آن از نظر
خواننده مى گذرد: ((انما نطعمكم لوجه اللّه لا نريد منكم جزاء و لا شكورا))، ((و جزيهم بما
صبروا))، ((ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من امن بالله ))،
در آيه 15 سوره مطففين آيه مورد بحث مى فرمايد: ((ان الابرار يشربون ...)) از آنجا كه
در مقابل آيه ((انا اعتدنا للكافرين ...)) كه بيانگر حال كفار در آخرت است قرار گرفته اين
معنا به ذهن مى آيد كه مى خواهد حال ابرار در آخرت را بيان كند، و بفهماند كه ايشان در
بهشت از شرابى ممزوج به كافور مى نوشند، شرابى خنك و معطر!
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 201



