تبليغاتX

سلسبيل ... چشمه اي از آبي گوارا در بهشت
وَ يُسقَوْنَ فِيهَا كَأْساً كانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً ...عَيْناً فِيهَا تُسمَّى سلْسبِيلاً ...
60- شراب طهور

 در ايات  سوره دهر درباره نوشيدني ها مطالبي به ميان امده ولي انچه درقسمتي از(ايه 21)
 وعده مي دهد... " وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً   " يك تفاوت اساسي دارد. زيرا در ايات قبل
( وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ ) ساقي بودند, اما در اينجا خود حضرت حق ساقي است. در اينجا علاوه بر
اينكه انسان از لحاظ نيازهاي جسمي سيراب مي شود, در عين حال از لذت خطاب و توجه
خاص خدا بهره مند مي گردد. اينكه مي گويد خداوند شخصا انها را سيراب مي كند لذتي دارد
 كه هيچ لذتي به پاي ان نمي رسد. در اينجا تعبير ( رَبُّهُمْ) اشاره به اين دارد كه خداوند ابرار
 را كه دست پرورده رحمت حق و هدايت الهي هستند خود شخصا پذيرايي مي كند.

در تاكيد برايه "وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً   " امام صادق(ع) درباره شراب طهور فرمود:
قلب و جان انها را از همه چيز جز خداوند, پاك مي كند.
(مجمع البيان,ج10,ص4111 )
رسول خدا(ص) فرمود: جرعه اي از ان شراب طهور به انها داده مي شود و خدا به وسيله
ان قلوب انها را از حسد و هر گونه صفات نامطلوبي پاك مي سازد.
(نورالثقلين,ج5,ص485 )

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 3:56  توسط  شکوفه | 

۵۹- عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ
وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً  ( ايه 21 )


 ظاهرا كلمه ((عاليهم )) حال است از ابرار و ضمير ((هم )) و ساير ضماير جمع هم به ايشان بر
مى گردد، و كلمه ((ثياب )) فاعل آن حال است ، و كلمه ((سندس )) - همانطورى كه گفته اند –
به معناى پارچه نازكى است كه از حرير بافته شده باشدو كلمه ((خضر)) صفت كلمه ((ثياب ))
 است ، و كلمه ((استبرق )) به معناى پارچه اى است درشت باف كه از ابريشم بافته شده باشد،
 اين كلمه مانند كلمه ((سندس )) در اصل عربى نبوده ، بلكه از غير عرب گرفته شده  و تغييرى
 بدان داده شده است .  ((و حلوا اساور من فضه )) - مصدر ((تحليه )) كه فعل ((حلوا )) از آن
مشتق است به معناى زينت دادن و آراستن است ، و كلمه ((اساور)) جمع سوار (النگو) است و
راغب گفته اين كلمه معرب ((دستواره )) است مقصود از((شراب طهور)) كه در بهشت به ابرار
نوشانده مى شود  ((و سقيهم ربهم شرابا طهورا ))  -  خدايشان شرابى به ايشان نوشانيد  كه         طهور بود، يعنى در پاكى به حد نهايت بود، شرابى بود كه هيچ قذارت و پليدى را باقى
نمى گذاشت ،( ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 210)

و يكى از قذارتهاى درونى آدمى غفلت از خداى سبحان ، و بى توجهى به اوست ، پس ابرار كه
اين شراب طهور را نوشيدند محجوب از پروردگارشان نيستند، ولذا آنان مى توانستند خدا راحمد
بگويند، همچنان كه قرآن فرموده : ((و اخر دعويهم ان الحمد لله رب العالمين ))، ودر تفسيرسوره
حمد امده : حمد وصفى است كه جز بندگان خالص خدا صلاحيت آن را ندارند،چون خود خداى
تعالى فرموده : ((سبحان اللّه عما يصفون الا عباد اللّه لمخلصين )).
خداى تعالىدرجمله (( و سقيهم ربهم ))  همه واسطه ها را حذف كرده ونوشاندن به ايشان را
مستقيما به خودش نسبت داده ، و اين از همه نعمتهايى كه در بهشت به ايشان داده افضل است
و چه بسا يكى از نعمت هايى باشد كه به حكم آيه ((لهم ما يشاون فيها و لدينا مزيد)) خواست
خود بشر بدان نمى رسد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:47  توسط  شکوفه | 
(((( از ماه مبارك رمضان بيشتر بدانيم ))))

در قرآن مجيد يك بار «رمضان » و چهارده بار صوم و صيام و صائمين و صائمات  ...
آمده است. شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو
فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آيه 179 سوره بقره طرح شده است:
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:42  توسط  شکوفه 
58- نعيم ابرار بسيار بزرگ است

عباس بن يزيد گفته است :  به ابو عبدالله (ع ) گفتم كه از معني گفته خداي تعالي در اين ايه
" وَ إِذَا رَأَيْت ثمَّ رَأَيْت نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً " مرا اگاه كن تا بدانم كه اين ملكي كه خدا ان را چندان
بزرگ شمرده كه به نام كبير داده است چيست؟ و او گفت: " هنگامي كه خدا اهل بهشت را به
 ان خانه دعوت كند, فرستاده اي را به نزد وليي از اولياي خدا مي فرستد, واو حاجباني را بر
در خانه او مي بيند كه به او مي گويد: همين جا باست تا براي ورودت كسب اجازه كنيم و بدين
گونه معلوم مي شود كه فرستاده خدا نمي تواندبدون اذن وارد شود, وهمين معني اجازه و سبب
امدن لفظ " كبيرا " را مشخص مي كند." ( نورالثقلين , جلد5 , ص481 )

در تاكيد بر ايه " وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نِعِيماً وَمُلْکاً کَبِيراً  " براي نعيم و ملك كبير چند معني نقل
كرده اند: نعمتهاي بهشتي انقدر گسترده است كه به وصف نمي ايد. ملك بي كران ان است كه
 فرشتگان هنگام دخول از انان اذن مي گيرند و به انها تحنيت مي گويند و انها داراي دربان و
خدمتكار هستند. (الميزان,ج20,ص138 - صافي,ج5,ص264 )
و نيز امام صادق(ع) در ذيل ايه فرمودند: ملكي است كه هرگز زايل نمي شود و فنا نمي پذيرد.
(مجمع البيان ,ج10,ص411 )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 3:35  توسط  شکوفه | 
57- وَ إِذَا رَأَيْت ثمَّ رَأَيْت نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً( ايه20)
كلمه ((ثم )) - با فتحه اول - ظرف مكان است و جز در ظرف مكان استعمال نمى شودو
لذا بعضى گفته اند: معناى ((رايت )) ى اول ، اين است كه اگر چشم خود را بدانجا يعنى به
بهشت بيفكنى در آنجا نعيمى مى بينى كه بازبان قابل وصف نيست و ملك كبيرىمى بينى
كه با هيچ مقياسى نمى توان تقديرش كرد.بعضى ديگر گفته اند: كلمه ((ثم )) صله اىست
كه موصولش حذف شده ،و تقدير كلام و ((اذا رايت ما ثم من النعيم و الملك )) است ، يعنى
و اگر ببينى آنچه در آنجا از نعيم و ملك كه هست نعيم و ملكى كبير خواهى ديد،  در نتيجه
آيه مورد بحث نظير آيه ((لقد تقطع بينكم )) است از ميان علماى نحو كوفيان جائز دانسته اند
كه موصول حذف بشود، وصله اش بماند، هر چند بصريها آن را جائز ندانسته اند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 7:16  توسط  شکوفه | 
****اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فِي الصَّالِحِينَ فَأَدْخِلْنا، وَفِي عِلِّيِّينَ فَارْفَعْنا، وَبِكأْسٍ‏مِنْ مَعِينٍ مِنْ عَيْنٍ سَلْسَبِيلٍ خدايا به رحمت خود، ما را در صفوف صالحان داخل كن و به علّيّين،بالاببروجامىازآب گواراچشمه سلسبيل به ما بنوشان ****