تبليغاتX

سلسبيل ... چشمه اي از آبي گوارا در بهشت
وَ يُسقَوْنَ فِيهَا كَأْساً كانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً ...عَيْناً فِيهَا تُسمَّى سلْسبِيلاً ...
99- دعاي وداع ماه مبارک رمضان
شيخ صدوق رحمة الله عليه براي وداع ماه مبارک رمضان دعائي ذکر کرده که مي‏گويد:
ابو بصير از امام صادق (عليه السلام) روايت کرده که حضرت فرمود:
«اللهم انک قلت في کتابک المنزل علي نبيک المرسل و قولک الحق شهررمضان الذي انزل فيه
 القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان،و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک
 الکريم،و کلماتک التامات ان کان بقي علي ذنب لم تغفره و تريدان تحاسبني به او تعذبني عليه
 او تقايسني به ان يطلع فجرهذه الليلة، اوينصرم هذا الشهرالا و قد غفرته لي يا ارحم الراحمين‏»
  
 بار پروردگارا ... تو خود گفتي در کتاب مقدس که بر نبي مرسلت نازل فرموده‏اي و قول  تو حق
است که ماه رمضان که در او قرآن نازل شده  و مايه هدايت و رستگاري مردم و دلائل آشکار
 از هدايت و وسيله تشخيص حق ازباطل مي‏باشد، اينک ماه رمضان به پايان رسيد پس تقاضا
مي‏نمايم از تو به آبروي گراميت، و کلمات تام و تمامت، اينکه اگر بر من گناهي باقي مانده که
هنوز آن گناهم را نيامرزيدي  و اراده حسابرسي او را داري، يا مي‏خواهي به آن گناه باقيمانده
عذابم کني و يا به اندازه گناهم عقوبت نمائي ، تا اينکه طلوع کند فجراين شب، يا پايان پذيرد
اين ماه مبارک، مگر آنکه آن گناهانم را بيامرزي وازتقصيرم در گذري، اي مهربانترين مهربانان.
(من لا يحضره الفقيه، جلد 2)

 صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت ...

واژه "عيد "در اصل از فعل عاد ( عود ) يعود اشتقاق يافته است. معانى مختلفى براى آن ذكر
كرده‏اند، ازجمله: «خوى گرفته‏»، «هرچه باز آيد از اندوه و بيمارى وغم و انديشه ومانند آن‏»،
«روزفراهم آمدن قوم‏»، «هرروزكه در آن، انجمن يا تذكار فضيلت مند ياحادثه بزرگى باشد»،
گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد.
(دهخدا، ذيل عيد، زبيدى، تاج العروس، 8/438-439) ابن منظور در لسان العرب گفته است
كه برخى بر آن هستند كه اصل واژه عيد از «عادة‏» است، زيرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در
 آن روز، عادت كرده‏اند. (ابن منظور، لسان العرب، 3/319) واژه عيد تنها يك بار در قرآن
به كار رفته است:( اللهم أنزل علينا مائدة من السماء تكنون لنا عيدا لأولنا و آخرنا و آية منك)
 (سورة مائده / آيه 114)

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 12:40  توسط  شکوفه | 
98- در توصيف بهشت (قسمت پنجم )
جواهرات ولباسهاي بهشتي:
لغتي نيست تا بتواند زيبايي لباسها و جواهرات بهشتي را بيان كند.
بعضي از لباسها ديباي سبزو نازك هستند."عاليهم ثياب سندس خضرواستبرق(دهر-ايه22)"
و بعضي ازلباسها حرير وابريشم خالص است"وجزاهم بما صبرواجنه و حريرا(دهر-ايه12)"
 وبعضي از لباسها از سندس واستبرق سبز است"ويلبسون ثيابا خضرا من سندس و استبرق
(كهف-ايه30)" همچنين هر گونه جواهراتي كه  نفس انسان بخواهد  و چشم انسان از ان لذت
 برد , در بهشت وجود دارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 6:19  توسط  شکوفه | 
97- سيراب از چشمه سلسبيل

حضرت على "ع" اولين كسى است كه از چشمه سلسبيل و زنجبيل خواهد نوشيد .
على و شيعيانش، پيش خدا جايى دارند كه همه از اولين و آخرين، حسرت آن را خواهند خورد.
( پيام غدير - نويسنده: عذرا انصاري )

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 4:11  توسط  شکوفه | 
96- در توصيف بهشت (قسمت چهارم)
 پسران وعروسان بهشتي:
در بهشت كودكاني بسيار زيبا بدور بهشتيان گردش مي كنند كه در جمال و زيبايي همچون
مرواريدي هستند كه در صدف پوشيده شده اند"ويطوف عليهم غلمان لهم كانهم لولو مكنون
(طور-ايه24)" ونيزپسراني كه هميشه در ان سن خواهند بود, در بهشت پراكنده و به دور
بهشتيان مي گردند  و ان قدر زيبا هستند كه,   وقتي انسان مي بيند خيال مي كند  مرواريد
 پراكنده اند" ويطوف عليهم ولدان مخلدون,اذا رايتهم حسبتم لولو منثورا(دهر-ايه20)" و اين
 پسران در بهشت ساقي خواهند بود .....  همچنين در بهشت براي بندگان مقرب عروسهاي
زيبايي مهيا شده كه به حوران بهشتي مشهورند "حورمقصورات في الخيام( الرحمن-ايه58)"
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 4:5  توسط  شکوفه | 
95- يك سوال

در مورد ايه "وَ يُطعِمُونَ الطعَامَ عَلى حُبِّهِ مِسكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً " مفهوم اينكه مسكين و يتيم در
خانه كسي براي درخواست كمك بايستد روشن است , ليكن اسير چگونه بردر خانه انها حاضر
 شده و طعام خواسته است, جاي سوال است؟
طبق نقل تواريخ, در زمان پيامبر(ص) مطلقا جاي معيني براي نگهداري اسيران نبوده است.
ان حضرت اسيران را تقسيم مي كردند و به مسلمانان مي سپردند و مي فرمودند مراقب انها
باشيد و به ايشان نيكي كنيد. وقتي كه توانايي بر تامين غذاي انها نبود از ديگران براي اطعام
اسيران كمك مي گرفتند  و انها را همراه خود  و يا حتي بدون همراهي خود  به  سراغ ساير
 مسلمانان مي فرستادند تا به ايشان كمك كنند. البته وقتي حكومت اسلامي گسترش پيدا كرد و
 تعداد اسيران و مجرمان گسترش يافت,زندان به وجود امد و ارتزاق اسيران و مجرمان از
 طريق بيت المال انجام گرفت. (احكام زندان در اسلام, به نقل نمونه, ج25,ص354 )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 0:9  توسط  شکوفه | 
****اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فِي الصَّالِحِينَ فَأَدْخِلْنا، وَفِي عِلِّيِّينَ فَارْفَعْنا، وَبِكأْسٍ‏مِنْ مَعِينٍ مِنْ عَيْنٍ سَلْسَبِيلٍ خدايا به رحمت خود، ما را در صفوف صالحان داخل كن و به علّيّين،بالاببروجامىازآب گواراچشمه سلسبيل به ما بنوشان ****