گذشت .... مثل همين لحظه كه اكنون مي گذرد و به گذشته مي پيوندد.
كاش كه قدر اين شبهاي قدر را دانسته باشيم.
كاش از هر گناهي پاك شده باشيم. مثل يك اغاز دوباره ....
مثل اجازه جبران يك كار اشتباه ....
و دانسته باشيم كه چرا از هزار ماه برتر است .
كاش تكرار اشتباهات را در پشت بن بست فراموشي بسپاريم
و سرنوشتمان كه در اين شبها از سر نوشته شده را با كارهاي نيك و خوب زيباتر كنيم!
وقتي خوب به زندگي نگاه كني, مي بيني كه هيچوقت داشته ها با نداشته ها برابر نمي شود.
بايد قدر داشته ها را دانست و براي به دست آوردن نداشته ها تلاش كرد.
مهم اين است كه هميشه و در همه حال شكر گذار خدا باشي و به اين باور برسي كه هميشه
آنچه كه تو مي خواهي , مال تو و به صلاح تو نيست و تنها خداست كه به همه امور آگاه
است. خداست كه تو را از هيچ افريد و عقل و هوش داد. پس... خوب مي فهمي كه :
خدا به شكرگذاري من و تو احتياجي ندارد.اين ما هستيم كه هميشه دستهايمان خالي ست !!!
خداي خوب من ...
باز هم از حجم سوالهاي مانده در پشت بن بست ذهنم مي نويسم. از گذشته, امروز, آينده ...
و هرچه كه گاه مرا درخودم گم مي كند. به راستي ,چقدر تا رسيدن به عمق حقيقت مانده؟
خدايا آرزويم مرگ ترديد است,مبهم ترين نقطه ذهنم تصور بزرگي توست,
كه اگر به حقيقت دركش كنم... خجالت مي كشم كه گناه كنم.
زبانم قدرت گفتن زشتي ها را نخواهد داشت
و ذهنم از تمام انچه گاه مرا از تو دور مي كند,پاك خواهد شد.
خدايا مرا درياب!
او روزي خواهد امد...
ازوسعت سبز انتظار دلها ,وزمين براي جاي پاي نورانيش بستري از
ياس و نرگس و ارغوان خواهد شد.او مي ايد تا جهان را عدل گستر كند,
او مي ايد تا رسالت محمد (ص) را به گوش همه برساند و صوت پرطنين
قران را تا اسمانها بلند كند, او مي ايد تا دستهاي خسته و قلبهاي شكسته را
مرهمي باشد براي اين همه بي رحمي, او مي ايد تا به غفلت زدگان دنيا ثابت
كند اسلام و قران تا ابد , جاودانه است .
اي خدا .....
اي همان نوري كه براي من بهتريني!
و رسيدن به تو در كنار رضايتت ارزوي من است .
استوارم كن!
به ستونت
به ستون دينت
و مرا اگاه كن از انچه بر من مي گذرد !
مي خواهم حرفهايم بين من وتو ناگفته بماند.
چرا كه تو خود مي داني ......
مي ترسم از روزي كه ديگر در درگاهت جايگاهي نداشته باشم!
كمكم كن اي بهترين!
كمكم كن كه به تو نزديك تر شوم....
و دستانم را بگير …..



